اشتیاق به توان N

تجسم کنید شرایط فعلی تحت کنترل شماست و همه چیز دست به دست هم می‌دهد تا شما را به عنوان یک پدیده به دنیای کسب‌و‌کارتان معرفی کند.

شما از یک دانشگاه علمی معتبر فارغ‌التحصیل شده‌اید!

شاید هم نه! از آن دسته افرادی بودید که خیلی خودتان را درگیر دانش‌آموختگی در میان نظریات و تئوری‌های دانشکده نکردید. در عوض به کسب تجربه و آموختن مهارت در یک حوزه یا حتی چندین حوزه مبادرت ورزیدید.

چندین و چند کار را پشت سرهم به سرانجام رسانده‌اید البته که کاری با دردسرهایی که به علت کم‌تجربگی در محیط کار ایجاد کردید ندارم، مهم مهارتی است که در حال حاضر به حد اعلایی از توانمندی در آن رسیده‌اید.

تصور کنید هم دانش و هم مهارت را در سطحی بالاتر از میانگین در اختیار دارید.

این مهارت و دانشی که در طی سالیان متمادی کسب کردید اکنون می‌تواند شما را تبدیل به ابر قهرمان روزهای زندگی‌تان کند.

این مهارت و دانش برای شما به قدری سازنده است که برای انجامش، اشتیاقی سرشار دارید و هر روز و هر لحظه، خودتان را با علاقه‌مندی، گرم انجام کارهای مرتبط با این دانش و مهارت می‌کند.

باید تبریک بگویم شما در همین لحظه به نقطه‌ی شیرین مدل محتوامداری‌تان دست یافته‌اید.

نان‌تان در روغن محتوا اقتاده‌است.

بگذارید از جوپولیزی متخصص بازاریابی محتوایی در ارتباط با نقطه‌ی شیرین مدل محتوایی کمک بگیرم.

جو در کتاب سازمان محتوامدار می‌گوید:

«مدل بازاریابی محتوایی به شناسایی اولیه‌ی نقطه‌ شیرین وابسته است. به بیان ساده، نقطه‌ی شیرین، تقاطع دانش یا منطقه‌ی مهارت و نقطه‌ی شورو اشتیاق است.»

در هر تولیدمحتوایی، مهارت و دانش دو مهره‌ی کلیدی اند و برای شروع، به میزان قابل توجهی از آن‌ها نیاز است اما وجود اشتیاق مهره‌ای حیاتی است که در همه‌ افراد به میزان کمتری وجود دارد.

اگر نیازمند رونق محتوا در زمینه‌ی کسب‌وکار هستید بهتر است که اشتیاق را در این مدل اضافه کنید.

اشتیاق بر هر درد محتوایی از سوی مشتری دوا است.

تولید محتوا به سبک استامینوفن

پزشک از شما می‌پرسد:
« کجایت درد می‌کند؟»
و با توجه به موضع درد استامینوفن را تجویز می‌کند.
اما استامینوفن بی توجه به موضع درد شما وارد عمل می‌شود.
شاید برایتان سوال باشد که چطور یک عدد قرص کوچک، محل درد شما را شناسایی می‌کند و در عرض چند دقیقه، دیگر نشانی از درد و زاری در شما نخواهد بود.
باید بگویم استامینوفن خلاف ظاهر کوچکی که دارد موضع هدف را به سرعت، از طریق گردش خون پیدا می‌کند و تا به سمت هدف یورش نبرد، دست از کار نمی‌کشد.
درمان هر درد در تخصص استامینوفن است، چون توانایی شناسایی نقطه‌ی درد را دارد.
تولید محتوا هم باید مثل استامینوفن باشد.

باید بتواند روی نقطه‌ی درد مشتری متمرکز شود.
از بزرگترین شکست‌ها در یک محتوا، عدم ارائه‌ی محتوای تخصصی است.
هر کسب‌و‌کاری برای ارائه‌ی محتوایش باید دست به دامن تخصص شود.
اما نه متخصص شدن در علوم نظری و تئوری‌ها!
برای متخصص شدن و خبرگی در حوزه‌ صنعتی‌ باید ابتدا نقطه‌ی درد مشتری را شناخت و بر اساس این شناخت در یک حوزه ،تولید محتوا کرد.
در این صورت است که محتوای شما می‌تواند این نقطه‌ی درد را پوشش دهد.
اینجاست که می‌توانید در زندگی مشتریان‌ با محتوای تولید‌تان تحول ایجاد کنید.
ما در تولید محتوا بیشتر از استراتژی تنوع به استراتژی تخصص احتیاج داریم.
تنوع نه تنها دردی از مشتری دوا نمی‌کند که حتی بر دردهایش شاخ‌و‌برگ تازه‌ای اضافه می‌کند.
مشتری از محتوای شما تحول در زندگی‌اش را می‌خواهد.

تحول در زندگی یعنی درمان درد نه افزودن به آن.

چیزی را نخواهید که باورش سخت باشد!

«باور یک اکسیژن ابدی است که زندگی و قدرت می‌بخشد و نیروی لازم برای فکر کردن را برمی‌انگیزد.»
این را من نمی‌‌گویم، ناپلئون هیل در کتاب کلاسیکش «بیندیشید و ثروتمند شوید» می‌گوید.
اینکه بخواهیم کسب و کارمان رونق بگیرد و مشتریان محتوامحوری پیدا کنیم یک چیز است اما اعتقاد و باور به توانمندی‌ در نوشتن از کسب‌وکار و تولیدمحتوا چیز دیگر است.
تلاش برای تبدیل شدن به یک منبع اطلاعاتی در صنعت خود می‌تواند رویای کسب برند کاری‌تان را محقق کند اگر دست به نوشتن ببرید و محتوا خلق کنید.
نوشتن از فضای کسب‌و‌کارتان و خلق محتوا می‌تواند شما را به یک پیشتاز اطلاعاتی در حوزه‌ی کاری تبدیل کند.
پیشتاز شدن در تولید محتوا نیازمند باور کردن سه فاکتور اصلی است:
زمان
انرژی
ماندگاری
باور کنید برای ماندگاری در ذهن مشتریان محتوامحورتان نیازمند زمان، انرژی و تداوم در خلق محتوایی هستید که بدون نوشتن به کسب‌و‌کارتان معنایی نمی‌دهد.
محتوایی تولید کنید که قبل از تولید باورش کرده‌اید.

هفت‌خوان رستم هم اینترنتی شد

به گذشته که نگاه می‌کنم، می‌بینم منتشر کردن یک خط کلمه از هفت‌خوان رستم هم طاقت‌فرسا‌تر بود
از مجوز چاپ گرفته تا انتشارات و هماهنگی‌های قبل و بعدش!
اما این روزها برای نشر محتوای تولیدی نیاز به گذر از هیچ خوانی نیست.
محتوای تولیدی ما در کمتر از ۵ دقیقه ( یا شاید ثانیه) منتشر می‌شود.

نه فقط سرعت نشر که حتی سلیقه‌ی مخاطب نیز نسبت به ارائه‌ی این محتوا تغییر کرده‌است.
چراکه این روزها بیش از نیمی از وقت مخاطب، به مشاهده‌ی محتوا در فضای آنلاین می‌گذرد.
این یعنی مقالات برای یک کسب‌و‌کار جای تبلیغات را پر‌کرده‌اند
با ورورد اینترنت به فضای رسانه‌ای، بستری جدید برای نشر محتوا شکل گرفته‌است.
محتوای تولیدی‌ ما، برای جذب مخاطب نه نیازی به مجله و روزنامه دارد نه نیازی به دکه‌ی روزنامه‌فروشی، بلکه نیاز به خلاقیت محتوایی در بستر اینترنت دارد.
از کودک ۴ ساله تا کهنسال ۹۰ ساله را یک مستطیل ۷ در ۲۰ جذب خودش کرده‌است.
هر مخاطبی برای بهتر کردن روند زندگی‌اش به راحتی در کمترین زمان ممکن به محتوای رایگان شما دسترسی خواهد‌داشت.
کافی است دست به نوشتن ببرید و از کسب‌و کارتان داستان تازه‌ای خلق کنید.
سوخت رسانه‌ی شما در این بستر نوشتن است.
با نوشتن محتوای تازه‌ای خلق می‌کنید.
هر محتوا یک تبلیغ است
و هر تبلیغ یک مشتری
فرقی نمی‌کند چه کسب‌وکاری در چه نوع صنعتی دارید،کافی است با نوشتن وارد مسیر محتوا شوید و پیام خود را با خلق داستانی از کسب‌و‌کارتان در کمتر از چند ثانیه به دست مخاطب برسانید.

مشتری خودش از راه می‌رسد!

بنزین محتوایی در باک کسب وکار

به نظر می‌رسد بعضی کسب و کارها حسرت بنزین سوپر را می‌کشند.
از بس که این بنزین‌های دوهزاری را توی حلقوم‌شان ریختند، نشتی کرده‌است.
اما بنزین محتوا از سوپر هم بیشتر جواب می‌دهد.
امروزه با گسترش فضای اینترنت و ایجاد تنوع ارتباطی، ایجاد محتوای دیجیتالی گسترش قابل توجهی داشته‌است.
حتی کوچکترین کسب‌وکارها نیز قادر به استفاده از این فرصت هستند اگر سرمایه اصلی‌شان یعنی دانش در دسترس را در معرض دیده‌شدن قرار دهند.
اما چگونه این کار به انجام می‌رسد؟
آیا موفقیت در این نوع از کسب‌وکارر منوط به شانس و اقبال یا وجود سرمایه‌های هنگفت مالی است؟
شاید بله شاید هم خیر.
اما با اطمینان باید بگویم که ایجاد یک کسب‌وکار دیجیتالی و تولید محتوا در رسانه‌های مجازی یکی از کم‌ریسک‌ترین و کم‌هزینه‌ترین نوع از کسب‌وکارهاست.
یک محتوای دیجیتالی جهت جذب مخاطب پیش از هر چیزی نیازمند یک مدل محتوایی است.
کافی است یک مدل محتوایی چنان مدل زیر داشته باشید:
نقطه شیرین: ترکیب شدن قسمتی از دانش و مهارت با انبوهی از اشتیاق درونی
نیزه‌ی محتوایی: در نظر گرفتن قسمتی از محتوا که از محدوده‌ی فعلی بازار محتوا فاصله دارد، جهت ایجاد تمایز(گاو بنفش محتوایی)
پایه‌ریزی: ایجاد یک کانال برای نشر منظم محتوای تولیدی
درو کردن مخاطب: استفاده از نشر مطالب به نفع جذب مخاطب به عنوان دارایی اصلی
تنوع: گسترش دادن کانال‌های ارتباطی، جهت نشر مطالب آن هم در بهترین زمان ممکن
کسب درآمد: با ارائه‎‌ی محصولات و خدمات از مخاطبان فعلی
با این برنامه باید باک کسب‌وکار را با بنزین محتوا پر کرد.
اما پیش از آن ضدیخ نوشتن را باید تا خرخره پر کرد که ماشین کسب‌وکار روشن شود.

 

اعتبار فرزند خلف ابتکار

ایجادمخاطبان متعهد در یک حوزه‌ی خاص، برای بسیاری از سازمان‌ها و شرکت‌ها یک هدف اساسی به شمار می‌آید چراکه نرخ فروش محصولات و خدمات را بالا می‌برد.
اکثر شرکت‌ها به بازاریابی محتوایی روی می‌آورند.

چرا که معتقدند ایجاد یک پلتفرم محتوایی به رونق کسب‌وکارشان در بلندمدت کمک شایانی می‌کند.
آنها می‌دانند که مخاطبانی که حول محور این محتوا و کلمات به کار برده شده در آن، پیدا می‌شوند، به مراتب نسبت به کالاها و خدمات تولیدی شرکت متعهدتر می‌مانند.
این پلتفرم محتوایی به واسطه‌ی نوشتن ایده‌ها و خرج کردن افکار کارآفرینان در استارتاپ درون سازمانی یک شرکت حاصل می‌شود.
حال توجه به نیازهای مخاطب در نوشتن این پتلفرم محتوایی، فرصت مناسبی را برای کسب وکار جدید ایجاد کند.
با قاطعیت باید گفت این اعتبار شکل گرفته‌ در سازمان یا شرکت حاصل تعهد مخاطبی است که جذب محتوایی شده است که حول محور نیازش شکل گرفته است.
رمز کسب اعتبار، دقت در گزینش کلمات برای پیدایش محتوایی قابل اعتماد است.
بدون نوشتن هیچ محتوایی شکل نخواهد گرفت.
اعتبار هر سازمانی فرزند خلف ابتکار در نوشتن است. نوشتنی که به مخاطب رمز ورود به محصولات و خدمات شرکت را بدهد.

 

کسب و کار نوشتار محور

ایجاد هر کسب‌‌‌و‌‌کار تازه، نیازمند برقراری ارتباط با مخاطب است.

کلمات نوشتاری اولین سرنخ‌های ارتباطی یک کسب و کار با مشتریانش است.

کلمات می‌توانند انحصار  جذب مخاطب را به کسب‌و‌کارتان بدهد.

شانس موفقیت مالی و شخصی‌ در کسب و کارتان، به عنوان یک کارآفرین حاصل نمی شود مگر در دو وهله!

وهله اول:ایجاد مخاطب

وهله دوم:تعریف خدمات و محصولات

نوشتن یگانه پل ارتباطی میان  کسب و کار و مشتری است.

تولید محتوای متنی به واسطه‌ی نوشتن، جهت جذب و ایجاد مخاطب، پیش از راه اندازی محصول به رونق کسب و کار کمک می کند.

یعنی مشتری پیش از آشنایی با محصول، متوجه محتوای متنی شما می‌شود.

محتوای متنی اولین کالایی است که به مشتری تحویل داده‌می شود.

اطلاعاتی که به واسطه نوشتن سر از ذهن مخاطب درمی‌آورد، او را تشویق می‌کند از میان هزار اطلاعات دیگر، علاقه‌مند اطلاعاتی شود که شما به او ارائه می‌دهید.

این یعنی مشتری به محصول تولید نشده‌تان وفادار می ماند چون جذب محتوای متنی کسب و کار شما شده‌است.

یک محتوا با مغز نوشته

ارائه‌ی محصول و معرفی خدمات در هر کسب‌وکاری نیازمند تولید و بازاریابی محتوا است.
بازاریابی محتوا یکی از روش‌ها و ابزارهای اینترنتی است.
از بخش‌های مهم تولید‌محتوا نوشتن است.
بستر و فضای اینترنت این امکان را به راحتی در اختیار افراد قرار می‌دهد تا با استفاده از فرآیند نوشتن و تولید محتوا به بازاریابی و تبلیغ کالاها و خدمات خود بپردازند و تاثیر شگرفی بر رشد و گسترش کسب و کارشان بگذارند.
نوشتن یک محتوای جذاب و کاربردی شانس شناخته شدن محصول و خدمات شما را بیشتر می‌کند.
این شناخته شدن منجر به کسب اعتبار می‌‌شود.
نوشتن و کاربرد صحیح کلمات در تولیدمحتوا بسیار حائز اهمیت است.
باید محتوای متنی روان و قابل فهم باشد و در عین حال از جذابیت‌های نوشتاری برخوردار باشد.
نوشتن محتوا برای ارائه محصول در فضای اینترنت می‌تواند کار سخت و چالش‌برانگیزی باشد.

از این رو ۴ روش برای بهترنوشتن در حوزه بازاریابی محتوا پیشنهاد می‌شود:

تیترهای انتخابی برای محتوا باید جالب و چالش برانگیز باشند تا مخاطب را در نگاه اول به خود جذب کند.
محتوای متنی کلید نفوذ شما به مشتری است پس تا می‌توانید آن‌ را قابل ‌فهم بنویسید.
پیش از نوشتن تا می‌توانید بخوانید چراکه محتوای متنی یعنی راهیابی مشتری به سمت کالا و خدمات شما. پس تا می‌توانید اطلاعاتتان را برای معرفی محصول به مشتری بالا ببرید تا جای شک و شبه نماند.
داستان‌سرای کنید که داستان رمز ورود شما به افکار مشتری است وآدمها از شنیدن داستان لذت می‌برند. می‌توانید با داستان قدم به قدم به حل چالش‌های ذهنی مشتری بپردازید.

هر روز می نویسم

مشکل ما نداشتن ایده نیست.

مشکل این است که ایده‌های خوب را باور نمی‌کنیم و سریع از کنارشان عبور می‌کنیم.

بسیاری از ما آدم‌های دنیای امروز به‌نوعی زیاده‌خواهیِ پنهان دچار هستیم.

ایده‌ای را هرچند خوب، فعلاً کنار می‌گذاریم و به سراغ پیدا کردن ایده‌هایی ناشناخته‌تر و بیشتر، هرجایی را می‌گردیم.

غافل از اینکه در بسیاری از مواقع، فقط داشتن یک ایدۀ خوب کافی‌ست.